تبليغاتX
بندگان خاص -


بازشناسي مؤمن از کافر

يکي ديگر از رازهاي غيبت امتحان مردم در مصائب و مشکلات زندگي است تا ظرفيت و يا تحمل هر کس بر خودش آشکار شود که چندي در راه دين و مذهب و آئين و کيش خود استقامت و پافشاري مي توانند کرد تا بدين امتحان خوب و بد ممتاز شوند ( حتّي تبيّن الرشد من الغي وليميز الخبيث من الطيّب ) با امتحان بايد خوب از بد، کافر از مؤمن و منافق از مسلم و فاسق از عادل و زشت از زيبا نمايان گردند و ايمان مؤمنين محکم گردد و شک و شبهه باقي نماند و حجت الاهي بر خلق تمام گردد.

( ليهلک من هلک عن بينة ويحيي من حيّ عن بيّنة ) تا آنکه راه هلاکت مي پويد، دانسته بپيمايد و آنکه راه زندگاني در مي نوردد با شناخت گام در آن نهد.

( لئلاّ يکون للنّاس علي اللّه حجّة ) تا بندگان حجّتي بر خداوند نيابند مقام امتحان مقامي است که بندگان خاص خداي بدان امتحان شده اند تا به محک امتحان از غل و غش در آيند.

خوش بود گر محک تجربه آيد به ميان تا سيه روي شود هر که در او غش باشد

امام صادق  ـ عليه السلام ـ مي فرمايد:

«انّ القائم تمتد غيبته ليصرح الحقّ عن محضه، ويصفو الايمان من الکدر بارتداد من کانت طينته خبثةً من الشيعة الذين يخشي عليهم النّفاق إذا أحسّوا بالاستخلاف والتّمکين والأمن المنتشر في عهد القائم. ثمّ تلا الآية: ( حتّي إذا استيئس الرّسل وظنّوا أنّهم قد کذّبوا أتاهم نصرنا ) ».

«غيبت قائم  ـ عليه السلام ـ به طول مي انجامد تا حق روشن گردد و ايمان محض از تيرگي خالص شود و هر که از شيعيان سرشت ناپاک دارد و بيم آن هست که اگر از امکانات وسيع و امن و امان گسترده در عهد قائم  ـ عليه السلام ـ آگاه شود، از درِ نفاق در آيد، به ارتداد گرايد و با ارتداد آنها خالص و ناخالص از يکديگر جدا شود. آنگاه اين آيه را تلاوت فرمود:

 (تا هنگامي که پيامبران نوميد شدند و مردم خيال کردند که آنها را به دروغ وعده ي عذاب داده اند، ياري ما فرا رسيد)».
 
 


آزمايش مردم
امتحان و آزمايش يکي از حکمت هاي غيبت ولي زمان  ـ ارواحنا فداه ـ مي باشد که خود از سنتهاي الاهي است.

خداوند، بندگان خويش را با آزمايش هاي گوناگوني به بوته ي امتحان مي سپارد; از اين رو کساني که به خدا و پيام آورش و هر آنچه آن حضرت در مورد حضرت مهدي  ـ ارواحنا فداه ـ آورده است، ايمان بياورند; ديگر درازي غيبت آن گرانمايه هر اندازه اي که باشد و انتظار غمبار او هر چند طولاني گردد، از ثبات قدم و ايمان عميق و تزلزل ناپذير آنان نمي کاهد; اما نفاق پيشگان فرصت مناسبي براي استهزاء و ياوه گويي درباره اين انديشه ي والا و عقيده ي مقدس مي يابند و آيات قرآن و روايات پيامبر  ـ صلّي اللّه عليه وآله وسلّم ـ در اين مورد را به ديوار مي کوبند و همه را کنار مي گذارند که اين منش باطل گرايان در همه ي عصرها و نسل هاست.

از امام کاظم  ـ عليه السلام ـ آورده اند که در مورد غيبت حضرت مهدي  ـ عليه السلام ـ فرمود:

«انّما هي محنة من اللّه عزّ جلّ، امتحن بها خلقه . . .»

غيبت آن حضرت، رنج و آزمايشي از جانب خداست که بندگان خويش را بدان مي آزمايد.

روشن است که معنا و مفهوم امتحان اين نيست که خداوند از واقعيت کار بندگانش آگاه نيست و آنچه در درون دارند، تا آزمايش نکند نمي داند; نه هرگز! بلکه خداوند به هر چيزي داناست از آنچه در سينه ها مي گذرد آگاه است و چيزي بر او مخفي نمي ماند که قرآن در اين باره مي فرمايد:

( أحسب النّاس أن يترکوا أن يقولوا آمنّا وهم لا يفتنون ولقد فتنّا الذين من قبلهم فليعلمنّ اللّه الذين صدقوا وليعلمنّ الکاذبين . . . )

آيا مردم پنداشته اند همانقدر که گفتند: ايمان آورديم، به حال خود رها مي شوند و آزمايش نخواهند شد؟ ما کساني را که پيش از آنان بودند آزموديم (و اينان را نيز مي آزمائيم) بايد علم خدا در مورد کساني که راست مي گويند و کساني که دروغ مي گويند، تحقّق يابد .

حال اين آزمايش در قالبهاي گوناگوني طراحي خواهد شد: سختي ها - دين و ايمان

سختي ها
امام صادق  ـ عليه السلام ـ خطاب به يار وفادارش «محمد بن مسلم» فرمود:

پيش از قيام قائم نشانه هايي است که خداوند آنها را ظاهر خواهد ساخت. محمّد بن مسلم پرسيد: آنها چيست؟ فرمود:

آنها را خداوند چنين بيان فرموده است: (و شما را به سختيهائي چون ترس و گرسنگي و نقصان اموال و مرگ و آفات زراعت آزمايش مي کنيم و صبرپيشگان را بشارت ده )

ولنبلونّکم: يعني امتحان مي کنيم شما مؤمنان را قبل از خروج قائم  ـ عليه السلام ـ  .

بشيء من الخوف: يعني بوسيله پادشاهان بني فلان، در آخر سلطنت آنها.

والجوع: يعني با گراني قيمتها (و گرسنگي).

ونقص من الأموال: يعني با کسادي تجارت و کمي در آمد.

والأنفس: يعني با مرگهاي پياپي و ناگهاني.

والثمرات: يعني با کمي رشد زراعت.

وبشّر الصّابرين: يعني نويد بده در آن زمان صبر پيشگان را با ظهور قائم و آن بعد از يک فتنه ي سخت و کمرشکن است، که هر دوستي و خويشي را در هم مي ريزد. همسايه به همسايه اش هجوم برده گردنش را مي زند. و در چنين روزگاري زمين گير شويد و دست و پاي خود را تکان ندهيد (حرکتي از خود نشان ندهيد)» ) .

دين و ايمان
غيبت در زندگي پيامبران وجود داشته و در زندگي نامه ي آنان ضبط شده است و اين خود نوعي حکمت و آزمايش است.

حضرت امام حسن عسکري  ـ عليه السلام ـ مي فرمايد:

«انّ ابني هو القائم من بعدي، وهو الذي يجري فيه سنن الأنبياء  ـ عليهم السلام ـ بالتّعمير والغيبة. حتي تقسو قلوبٌ، لطول الأمد ولا يثبت علي القول به إلاّ من کتب اللّه عزّ وجلّ في قلبه ايمان، وأيّده بروح منه»

پس از من، فرزندم، قائم (و صاحب امر دين و امامت) است. و او است که مانند پيامبران، عمري دراز خواهد داشت، و غايب خواهد شد. در غيبت طولاني او دلهايي تيره گردد.

 فقط کساني در اعتقاد به او پاي برجا خواهند ماند، که دل آنان به فروغ ايزدي رخشان باشد، و روح خدائي به آنان مدد رساند.

امام باقر  ـ عليه السلام ـ مي فرمايند:

(مهدي) بعد از غيبت و حيرت ظاهر مي شود در اين دوران تنها کساني بر دين خود ثابت مي مانند که در ايمان خود مخلص باشند و با روح يقين همراه و آنها کساني هستند که خداوند از آنها درباره ي ولايت ما پيمان گرفته، و قلب آنها را براي ايمان به محنت انداخته (گويي قلبها براي استقرار و ثبات ايمان دائم در حال کوشش است که اين خود رنجي طاقت فرسا و رياضتي ست بزرگ) و آنها را با روحي از خود تأييد نموده است).
 
 

 سر غيبت معلوم نيست و فقط خدا مي‏داند

حديث - ابن عبدوس، عن ابن قتيبة، عن حمدان بن سليمان، عن احمد بن عبدالله بن جعفر المدائني، عن عبدالله بن الفضل الهاشمي، قال:

سمعت الصادق جعفر بن محمد عليهم السلام يقول: «ان لصاحب هذا الامر غيبة لابد منها يرتاب فيها کل مبطل.» . فقلت له: «ولم جعلت فداک؟» . قال: «لامر لم يؤذن لنا في کشفه لکم.» . قلت : فما وجه الحکمة في غيبته؟ .

 فقال: وجه الحکمة في غيبته وجه الحکمة في غيبات من تقدمه من حجج الله تعالي ذکره. ان وجه الحکمة في ذلک لا ينکشف الا بعد ظهوره کما لا ينکشف وجه الحکمة فيما اتاه الخضر عليه السلام من خرق السفينة، وقتل الغلام، واقامة الجدار لموسي عليه السلام الي وقت افتراقهما .

يابن الفضل! ان هذا الامر امر من امر الله وسر من سر الله وغيب من غيب الله ومتي علمنا انه عزوجل حکيم، صدقنا بان افعاله کلها حکمة، وان کان وجهها غير منکشف‏ .

عبدالله بن فضل هاشمي گويد: از امام صادق جعفر بن محمد عليهم السلام شنيدم که مي‏فرمود: همانا صاحب اين امر را غيبتي است که ناچار از آن است. و هر باطل جويي، در آن، به شک مي‏افتد .

گفتم: «فدايت‏شوم! براي چه؟» . فرمود: به جهت امري که به ما اجازه نداده‏اند آن را بر شما آشکار سازيم. عرض کردم: «چه حکمتي در غيبت او است؟   . فرمود:

 حکمت غيبت او، همان حکمتي است که در غيبت‏حجت‏هاي الهي پيش از او بوده است. وجه حکمت غيبت او پس از ظهورش آشکار گردد، همچنان که وجه حکمت کارهاي حضرت خضر عليه السلام - از شکستن کشتي و کشتن پسر بچه و به پا داشتن ديوار بر موسي عليه السلام روشن نبود تا آن که وقت جدايي فرا رسيد .

اي پسر فضل! اين، امري از امور الهي و سري از اسرار خدا و غيبي از غيب‏هاي پروردگار است و چون دانستيم که خداوند، عزوجل، حکيم است، تصديق مي‏کنيم که تمام کارهاي او حکيمانه است هر چند وجه و علت آن براي ما آشکار نباشد .
 
 
خالي شدن صلب‏هاي کافران از مؤمنان

حديث‏يکم - ابن مسرور، عن ابن عامر، عن عبدالله بن عامر، عن ابن ابي عمير، عمن ذکره، عن ابي عبدالله عليه السلام قال: قلت له:

 «ما بال اميرالمؤمنين عليه السلام لم يقاتل مخالفيه في الاول؟» . قال: «لاية في کتاب الله عزوجل «لو تزيلوا لعذبنا الذين کفروا منهم عذابا اليما» . قال: قلت: وما يعني بتزايلهم؟ .

قال: «ودائع مؤمنين في اصلاب قوم کافرين، وکذالک القائم عليه السلام، لن يظهر ابدا حتي تخرج ودايع الله عزوجل، فاذا خرجت ظهر علي من ظهر من اعداء الله عزوجل جلاله، فقتلهم.» .

ابن ابي عمير، از امام صادق عليه السلام نقل مي‏کند که از اباعبدالله (امام صادق عليه السلام) پرسيدم: «چرا اميرالمؤمنين عليه السلام در ابتداي امر، با مخالفان خود کارزار و جنگ نکرده؟» . فرمود: به جهت آيه‏اي که در کتاب خداوند عزوجل بوده: اگر مؤمنان و کفار (در مکه) از هم جدا مي‏شدند، همانا کافران را عذاب دردناکي مي‏کرديم. گويد: گفتم: مقصود از تزايلهم ( جدا شدن) چيست؟ . فرمود: مقصود نطفه‏هاي مؤمناني است که در صلب‏هاي کافران به وديعت گذاشته شده‏اند .

همين طور قائم هم مادامي که ودايع خداوند عزوجل آشکار نشده، ظهور نخواهد کرد. پس وقتي مؤمنان از صلب‏هاي کافران، آشکار شدند، او نيز ظهور مي‏کند و بر دشمنان خداوند عزوجل غلبه يافته و آنان را مي‏کشد .

شيخ صدوق، در کتاب علل الشرايع اين روايت را به سند ديگر از ابراهيم کرخي، از امام صادق عليه السلام نقل کرده است . 
 

+ نوشته شده توسط ذذرذرذرذ در دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388 و ساعت 16:27 |


Powered By
BLOGFA.COM